«رزیدنت ایول» (Resident Evil) فیلمی ترسناک و اکشن محصول سال ۲۰۲۶ آمریکاست که یک شب کابوسوار در میان شیوع یک بیماری عجیب در شهری کوچک را روایت میکند.
برایان، پیکموتوری که وظیفه دارد بستهای فوری را به بیمارستان شهر «راکون سیتی» برساند، در میان کوهستانی برفی در حال رانندگی است. حواسپرتی ناشی از یک تماس تلفنی باعث میشود با زنی برخورد کند. در تلاش برای رساندن او به بیمارستان، ماشین پلیسی که کمکش کرده دچار سانحه میشود و برایان با موجودی آلوده و خطرناک روبهرو میشود که از بدن همان زن بیرون میآید.
برایان برای فرار به مزرعهای نزدیک پناه میبرد، اما آنجا هم با موجودات جهشیافته دیگری دستوپنجه نرم میکند. در ادامه، دو کارمند یک شرکت بزرگ دارویی او را نجات میدهند و توضیح میدهند که بستهای که او حمل میکند، مادهای حیاتی برای ساخت پادزهر این بیماری عجیب است که از یک حادثه آزمایشگاهی سرچشمه گرفته. برایان باید با وجود زخمی شدنش، خود را به آزمایشگاه بالای بیمارستان برساند تا این بسته به دست دانشمندان برسد.
در طول مسیر، برایان با موجودات هرچه غولآساتر و وحشتناکتری روبهرو میشود؛ از جمله تودهای عظیم از بدنهای بههمپیوسته که پیوسته او را تعقیب میکند. او باید تمام هوش و شجاعتش را به کار گیرد تا هم زنده بماند و هم بسته را به موقع تحویل دهد.
چرا این فیلم را ببینیم؟ «رزیدنت ایول» با روایتی فشرده و نفسگیر در طول یک شب، تجربهای خام و ترسناک از یک فروپاشی زیستی ناگهانی ارائه میدهد. کارگردانی زاک کرگر، با تکیه بر فضاسازی تنگ و پرتعلیق، حس گیرافتادن در دامی بیپایان از خطر را برای تماشاگر زنده میکند. تبدیل تدریجی یک مأموریت ساده تحویل بسته به نبردی برای بقا، ریتم این فیلم ترسناک را تا لحظه پایانی حفظ میکند. برای علاقهمندان به فیلمهای ترسناک اکشن با موجودات جهشیافته و فضایی آخرالزمانی، این فیلم تجربهای پرهیجان و نفسگیر است. تلاش پیوسته برایان برای بازگرداندن یک پیام آخر به نامزدش پیش از ورود به خطر نهایی، لایهای احساسی به این روایت پرشتاب میافزاید که او را از یک قهرمان صرفاً اکشن، به شخصیتی انسانی و قابلهمدلی بدل میکند. طراحی موجودات و صحنههای دگرگونی بدن در این فیلم، با الهام از آثار کلاسیک این ژانر، تصاویری تازه و ترسناک برای طرفداران سینمای ترسناک میسازد.