«گناه» (Gunaah) فیلمی درام و معمایی محصول سال ۱۹۹۳ هند است که داستان روزنامهنگاری را روایت میکند که پس از بازیابی حافظهاش، درمییابد گزارشهایش ناخواسته زندگی یک مرد بیگناه را نابود کرده است.
راوی سونی، روزنامهنگاری سرسخت، توسط ماهیگیرانی در سواحل گوا، زخمی و بیهوش پیدا میشود. پزشکی مهربان بهنام دکتر جو داکوستا جان او را نجات میدهد، اما راوی بهطور کامل حافظهاش را از دست داده است. او پنج سال را در کنار همان ماهیگیران میگذراند، مردی بدون گذشته که رؤیاهای پراکنده و حسی مبهم از نگرانی او را رها نمیکند.
حافظه راوی سرانجام با ملاقاتی تصادفی بازمیگردد و او درمییابد که روزنامهنگاری موفق بوده که مأموریت داشته فساد سیاستمداری قدرتمند بهنام مهندرا سینگ را افشا کند. گزارشهای او به رسوایی و سرانجام مرگ مهندرا سینگ منجر شده بود. اما حقیقت پیچیدهتر از این است: مهندرا سینگ در واقع مردی صادق بوده که توسط رقبایش تلهگذاری شده بود. راوی درمییابد که کار او، که آن را خدمتی به مردم میپنداشت، در واقع مردی بیگناه را نابود کرده است.
غرق در احساس گناه، راوی تصمیم میگیرد اشتباهش را جبران کند. او همچنین درمییابد کاویتا، زنی که دوستش داشت، دختر مهندرا سینگ است. کاویتا اکنون همسر دکتر آشوک خانا شده و کینهای عمیق از راوی دارد. برای پیچیدهتر شدن اوضاع، دکتر خانا نیز بهدروغ به قتل متهم شده است. راوی با کمک ریتا، که خواهرش نیز در همین توطئه به قتل رسیده، تلاش میکند شبکه فساد را افشا کند و اعتماد کاویتا را دوباره به دست آورد.
چرا این فیلم را ببینیم؟ «گناه» با محوریت مسئولیت اخلاقی یک روزنامهنگار در قبال قدرت رسانه، درامی معمایی و پرتنش از سینمای هند دهه نود ارائه میدهد. کارگردانی مهش بهات با ریتمی فشرده، سفر راوی از مردی بدون هویت تا کاشف حقیقتی تلخ را روایت میکند. بازی سانی دئول در نقش راوی، عذاب وجدان و عزم این شخصیت برای جبران اشتباهش را با شدتی قابلباور به تصویر میکشد و دیمپل کاپادیا در نقش کاویتا، دردی عمیق پشت کینهاش را نمایان میسازد. برای علاقهمندان به درامهای معمایی هندی با محوریت حافظه، هویت و رستگاری، این فیلم تجربهای پرکشش است. رویارویی نهایی راوی با عاملان اصلی این توطئه، اوجی پرتنش برای این داستان بلندپروازانه از فساد و افشاگری میسازد. تلاش پیوسته راوی برای اثبات بیگناهی دکتر خانا در کنار افشای حقیقت گذشته خودش، دو خط داستانی را در هم میتند که تا پایان فیلم تعلیق را زنده نگه میدارد. همراهی ریتا با راوی در این جستوجو، که هر دو انگیزهای مشترک برای عدالت دارند، بُعدی انسانی به این درام معمایی میافزاید و نشان میدهد چگونه فقدان مشترک میتواند دو غریبه را به همپیمان تبدیل کند.